تبلیغات
همه چیز هست... - چند گوهر نایاب از دریای نهج البلاغه...
 
همه چیز هست...
محیط زیست، دانلود آهنگ، رمان، دانستنی ها، جملات عاشقلانه،داستان کوتاه و...
                                                        
درباره وبلاگ

با تشکر از شما بینندگان عزیز....
در این وبلاگ من رشته تخصصی خودم یعنی محیط زیست هم مطالبی آوردم که امیدوارم مورد توجه تون قرار بگیره....
امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید...
مرا با نظرات گرمتون یاری بفرمایید...
با تشکر
مدیر وبلاگ : daniyal roosi
نویسندگان
نظرسنجی
شما کدام مطالب را ترجیح میدهید که در این وبلاگ قرار بگیرد؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به عهدت وفا کن

در مکتب گران سنگ اسلام، وفای به عهد یکی از مهم ترین وظایف غیر قابل تخلف پیروان این آیین برشمرده شده است و مسلمین در همه حال موظف به رعایت آن هستند؛ خواه شرایط جنگی باشد یا عادی، خواه طرف پیمان مسلمان باشد یا غیرمسلمان. بنابراین جامعه اسلامی نسبت به پیمان های منعقده می بایست وفادار باشند و عملاً تعهدات خود را بدون کوچک ترین مسامحه و تعلل انجام دهند.

آنچه که زیربنای حیات اجتماعی را در زمینه های گوناگون خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و… تشکیل می دهد، معاهدات است. اگر این معاهدات به استحکام خود باقی بمانند، جامعه به سمت پیشرفت حرکت کرده و در نتیجه حیات آن برقرار می ماند؛ ولی اگر در استحکام معاهدات، تزلزلی به وجود آید، جامعه به سمت انحطاط سوق می یابد و در نتیجه حیات آن مختل می شود.

اسلام، درباره وفاى به عهد سفارش بسیار کرده است تا جایى که گفته مى شود یکى از تفاوت هاى مسلمان با دیگران، در این است که وقتى مسلمان براى انجام کارى قول بدهد، دیگر به هیچ قیمتى نباید از انجام قول وعده خود، شانه خالى کند. بدین ترتیب، مسلمان باید به شدت مراقب قول و قرارهاى خود باشد و با بى توجهى به عهد و وعده هایش، خود را نسبت به دستورهاى اسلام بى اعتنا نشان ندهد؛ پس هرگاه کسى از شما درخواستى کرد، نباید نسنجیده و بدون اندیشه و حساب، وعده انجام آن را بدهید؛ بلکه باید به خوبى فکر کنید و ببینید که آیا توانایى انجام آن را دارید یا نه؛ چون اگر وعده اى بدهید و بعد از عهده انجامش برنیایید، کسى که به او وعده داده اید، به اطمینان قول شما در انتظار کمک و مساعدت شما مى ماند و براى حل مشکل خود، دست به اقدام دیگرى نمى زند و اگر شما وعده خود را انجام ندهید، ممکن است به آن شخص و زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى اش، لطمه هاى جبران ناپذیر وارد آید و مسلمان مۆمن، هرگز راضى نمى شود که برادر و خواهر دینى اش، به خاطر بدقولى او لطمه ببیند: «الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّى یَعِدَ؛ کسى که چیزى از او خواسته اند تا وعده نداده، آزاد است».(۱)

انسان عاقل، می داند که پدر و مادر یا معلم یا سایر بزرگترها که بیش از او دانش و تجربه دارند، جز خیر و صلاح او را نمی خواهند و به همین دلیل، هر گاه ببینند که کودک خردسال یا شاگرد کوچکشان به راه خطا مى رود، او را اندرز می دهند و سعى مى کنند با ارشاد و راهنمایى، از خطا و خطرها دورش کنند. در چنین مواقعى، انسان اگر عاقل باشد، با زبان خوش و ملایم، اندرز بزرگترها را مى پذیرد و مۆدبانه به راهنمایى آن ها گردن مى گذارد

همیشه میانه رو باش

اندازه نگه داشتن و میانه روی در مخارج، یکی از وظایف حتمی و اجتناب ناپذیر هر فرد مسلمان است. این میانه روی، ارتباطی با کمی و زیادی درآمد ندارند. بدیهی است در مورد کسانی که درآمد کمتری دارند، اهمیت بیشتری احساس می شود، ولی اسلام به پیروان خود توصیه می کند: در همه حال و در هر شرایطی که هستند، در خرج کردن، اعتدال را رعایت کنند. تعادل در مخارج زندگی موجب می شود که بسیاری از مشکلات ساختگی انسان ها برطرف شود. برای ثروتمندان، زیاده روی در خرج، ممکن است چندان مهم نباشد و شاید بعضی از آن ها، میانه روی را غلط بپندارند، ولی باید به این نکته توجه کنند که هیچ کس تعهد نکرده است که ثروتمندان امروز، تا پایان زندگی ثروتمند بمانند؛ زیرا حوادث روزگار، بسیاری از ثروتمندان را خاکسترنشین و تهیدست کرده و اگر در دوران بی نیازی به ولخرجی عادت کرده باشند، در زمان تهیدستی، به بدبختی خواهند افتاد. علاوه بر این، ثروتمندان باید آینده فرزندان خود را نیز در نظر بگیرند؛ زیرا هیچ تضمینی در کار نیست که فرزندان ثروتمندان هم تا ابد در ناز و نعمت و ثروت باقی بمانند؛ زیرا بسیار دیده شده است که فرزندان این طبقه، به سختی ها و مشقت ها گرفتار شده اند. بهترین راه براى داشتن یک زندگى آسوده و راحت، میانه روى در خرج کردن است و این، راهى است که اسلام و قرآن به ما مى آموزند.

اعتدال

خداوند، در قرآن کریم به مۆمنان می فرماید که در زندگى میانه رو باشند؛ نه آنقدر خسیس باشند و کم خرج کنند که حتى آسایش خود و خانواده شان خراب شود و نه آنقدر ولخرج باشند و مال خود را دور بریزند که به فقر و تنگدستى دچار شوند. انسان، هر قدر هم که درآمد زیاد داشته باشد، اگر در خرج کردن اندازه نگه ندارد، درآمدش تمام مى شود و خودش نیز تنگدست و محتاج مى شود؛ اما کسى که عقل معاش دارد و پولش ‍ را به اندازه خرج مى کند، هیچگاه تنگدست و محتاج نخواهد شد: « مَا عَالَ امرۆٌ اقْتَصَدَ؛ کسى که در خرج کردن میانه روى کند، تنگدست نمى شود».(۲)

 

پند و اندرز، نیاز من و تو

انسان همواره نیازمند پند و اندرز است؛ زیرا فضای زندگی دنیوی به گونه ای است که آدمی را سرگرم خویش می‌ کند و از هدف و مقصد غافل می ‌سازد. از این رو در آموزه ‌های وحیانی قرآن و اسلام، همواره بر ذکر خدا و یادکرد هدف و مقصد از طریق فهم ملکوت زندگی و توجه به آیات انفسی و آفاقی تأکید شده است. انسان برای حرکت در مسیر متأله و خدایی شدن، لازم است تا از ابزار مهم شنوایی بهره گیرد و به سخنان دیگران گوش کند و با عقل و فطرت خویش بسنجد. قلب آدمی مرکز سنجش و تشخیص حقایق است؛ زیرا مرکز فطرت و خرد و وجدان آدمی است.

کسى که به او وعده داده اید، به اطمینان قول شما در انتظار کمک و مساعدت شما مى ماند و براى حل مشکل خود، دست به اقدام دیگرى نمى زند و اگر شما وعده خود را انجام ندهید، ممکن است به آن شخص و زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى اش، لطمه هاى جبران ناپذیر وارد آید و مسلمان مۆمن، هرگز راضى نمى شود که برادر و خواهر دینى اش، به خاطر بدقولى او لطمه ببیند: «الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّى یَعِدَ؛ کسى که چیزى از او خواسته اند تا وعده نداده، آزاد است

بسیاری از مردم عقل دارند، ولی آن را به کار نمی‌ گیرند؛ از این رو خداوند عقل را همانند دیگر موارد کاربردی آن در قرآن به شکل فعل و نه اسم آورده است تا دانسته شود که عقل، زمانی ارزش می ‌یابد که به کار گرفته شود و انسان خردورزی کند. اگر کسی به آیات آفاق و انفس بنگرد و در آن تدبر و تعقل کند، حقایق هستی بر او آشکار و راه از چاه برای او روشن می ‌شود.

انسان که برترین مخلوق خداوند است و به همین جهت هم اشرف مخلوقات نام گرفته، با سایر جانداران تفاوت هاى بسیاری دارد. یکى از مهم ترین تفاوت هاى انسان با حیوانات، این است که آن ها اندرزپذیر نیستند و صاحب یا نگهبان حیوانات و چهارپایان ناچار مى شوند که به ضرب چوب و شلاق، آن ها را به راه بیاورند و از خطر و ناراحتى ها دور سازند.

انسان عاقل، می داند که پدر و مادر یا معلم یا سایر بزرگترها که بیش از او دانش و تجربه دارند، جز خیر و صلاح او را نمی خواهند و به همین دلیل، هر گاه ببینند که کودک خردسال یا شاگرد کوچکشان به راه خطا مى رود، او را اندرز می دهند و سعى مى کنند با ارشاد و راهنمایى، از خطا و خطرها دورش کنند. در چنین مواقعى، انسان اگر عاقل باشد، با زبان خوش و ملایم، اندرز بزرگترها را مى پذیرد و مۆدبانه به راهنمایى آن ها گردن مى گذارد، اما گاهی کسانى هم پیدا مى شوند که بر خلاف انتظار، اندرز افراد خیرخواه را خطاى خود، ادامه مى دهند: « وَلاَ تَکُونَنَّ مِمَّنْ لاَ تَنْفَعُهُ الْعِظَةُ إِلاَّ إِذَا بَالَغْتَ فِی إِیلاَمِهِ، فَإِنَّ الْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالاَْدَبِ، وَالْبَهَائِمَ لاَ تَتَّعِظُ إِلاَّ بِالضَّرْبِ؛ از کسانى مباش که اندرز نمى پذیرند، مگر هنگامى که آزار و عذابى به آن ها برسد. شخص عاقل، باادب و ملایمت اندرز مى پذیرد و چهارپایان هستند که جز با کتک، فرمان نمی برند و به راه نمى آیند».(۳)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر