تبلیغات
همه چیز هست... - بگو دوستت دارم...
 
همه چیز هست...
محیط زیست، دانلود آهنگ، رمان، دانستنی ها، جملات عاشقلانه،داستان کوتاه و...
                                                        
درباره وبلاگ

با تشکر از شما بینندگان عزیز....
در این وبلاگ من رشته تخصصی خودم یعنی محیط زیست هم مطالبی آوردم که امیدوارم مورد توجه تون قرار بگیره....
امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید...
مرا با نظرات گرمتون یاری بفرمایید...
با تشکر
مدیر وبلاگ : daniyal roosi
نویسندگان
نظرسنجی
شما کدام مطالب را ترجیح میدهید که در این وبلاگ قرار بگیرد؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه هفتم مهر 1391 :: نویسنده : daniyal roosi


وقتی سرکلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که

 کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی صدا می کرد

به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه اما اون توجهی به این مساله نمی کرد.

آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست.من جزومو بهش دادم.بهم گفت متشکرم و گونه من رو بوسید.

می خوام بهش بگم. می خوام که بدونه. من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ...

من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمی دونم.

تلفن زنگ زد. خودش بود. گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس. خواست بره که بخوابه. به من نگاه کرد و گفت متشکرم و گونه من رو بوسید.

می خوام بهش بگم. می خوام که بدونه. من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ...

من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمی دونم.

روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد و گفت قرارم بهم خورده. اون نمی خواد با من بیاد.

من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچ کدوممون برای مراسمی همراه نداشتیم با هم دیگه باشیم. درست مثل یه خواهر و برادر. ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید. من پشت سر اون کنار در خروجی ایستاده بودم. تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو می دونستم. به من گفت متشکرم. شب خیلی خوبی داشتیم و گونه منو بوسید.

میخوام بهش بگم. میخوام که بدونه. من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ...

من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم.

یه روز گذشت. سپس یک هفته. یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید. من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. می خواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد و من اینو می دونستم. قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد. با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی. با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی. متشکرم و گونه منو بوسید.

می خوام بهش بگم. می خوام که بدونه. من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ...

من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم.

نشستم روی صندلی. صندلی ساقدوش. توی کلیسا. اون دختره حالا داره ازدواج میکنه. من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من می خواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم. اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت. تو اومدی؟ متشکرم.

میخوام بهش بگم. میخوام که بدونه. من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ...

من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم.

سالهای خیلی زیادی گذشت. به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابیده. فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند. یه نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه. دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته.

این چیزی هست که اون نوشته بود.

تمام توجهم به اون بود. آرزو می کردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو می دونستم. من می خواستم بهش بگم. می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما ... من خجالتی ام ... نمی دونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.

ای کاش این کار رو کرده بودم ... با خودم فکر می کردم و گریه ...

همیشه كسی رو كه دوست داری زودتر بهش بگو

شاید دیگه هیچ وقت فرصت نكنی كه بهش بگی دوستت دارم

هیچ وقت ...

 





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر